یکشنبه, 24 شهریور 1398

معرفی عکاس

  • منتشر شده در پنج شنبه, 03 اسفند 1396 09:48
  • نوشته شده توسط دکتر دولتیاری

عکاسان خارجی


هنری کارتیه برسون

Henri Cartier-Bresson

تولد:

1908 میلادی در شانتلو فرانسه

وفات:

2004 میلادی در پرووانس فرانسه

ملیت:

فرانسوی

هنری کارتیه برسون (Henri Cartier-Bresson) از پیشگامان عکاسی خیابانی (Street Photography) و از اساتید فن در عکاسی صریح و ناگهانی (Candid Photography) است. او از اولین افرادی است که فیلم 35mm را در کارهای حرفه ای بکار برد. همچنین نظریه لحظه قطعی از ابداعات او می باشد.کارهای او بر روی تعداد زیادی از عکاسان معاصر تاثیرگذار بوده است.

هنری در سال 1908 میلادی در شهر شانتلو در استان سن ایمارن فرانسه به دنیا آمد. او بزرگترین فرزند خانواده بود. خانواده ثروتمندی که در محله پولدار نشین پاریس اقامت داشتند. پدرش در صنعت نساجی فعالیت می کرد.

هنری بخشی از دوران کودکی خود را در نرماندی که مادرش اصالتا اهل آنجا بود گذراند. پدرش علاقه مند بود که هنری شغل و تجارت خانوادگی را ادامه دهد.

هنری در یک مدرسه کاتولیک تحصیلات ابتدایی خود را انجام داد. همچنین او را به کلاسهای آموزش موسیقی و نقاشی فرستادند. در سال 1926 کارتیه برسون وارد مدرسه هنر و آکادمی لوت شد که توسط آندره لوت (Andre Lhote) نقاش و مجسمه ساز کوبیست اداره می شد. در کنار آن مطالعات زیادی در حوزه ادبیات و فلسفه پرداخت. لوت دانش آموزانش را برای مطالعه هنر به موزه لوور و گالری های پاریس می برد تا آنها با هنر کلاسیک و همچنین هنر معاصر آشنا شوند. هنری همیشه لوت را به عنوان معلم عکاسی بدون دوربین خود می خواند.

کوچه پرادو، مارسی، هنری کارتیه برسون، 1932 میلادی

هنری همچنین در محضر ژاک امیل بلانچ ( Jacques Emile Blanche) به فراگیری نقاشی پرداخت. کارتیه برسون از اشکال هندسی الهام می گرفت و در ترکیب بندی آثارش به وفور استفاده می کرد. وی این دانش را از دوران تحصیل در اکادمی لوت فراگرفته بود.

مدارس عکاسی واقع گرا در سال های دهه 20 میلادی در اروپا شروع به کار نمودند. کارتیه برسون در آن سالها که جنبش سورئالیستی بوجود آمده بود با تعدادی از پیشروان برجسته این جنبش ملاقات نمود و این ارتباطات بر کارهای او تاثیر گذاشت.کارتیه برسون در این فضای فرهنگی و سیاسی رشد کرد. او از نتایج کارهای خودش در نقاشی راضی نبود و بیشتر آثار نقاشی خود را از بین برد.

در سالهای 1928 و 1929 هنری در دانشگاه کمبریج به مطالعه هنر، ادبیات و زبان انگلیسی پرداخت. در سال 1931 به ساحل عاج در افریقا که مستعمره فرانسه بود رفت. طی بیماری شدیدی که در آنجا به آن دچار شد تا سرحد مرگ رفت ولی بطور معجزه آسایی نجات یافت. در اواخر همان سال به فرانسه بازگشت. پس از آن تحت تاثیر یکی از عکس های یک عکاس خبری مجارستانی به نام مارتین مونکاسی (Martin Munkacsi) نقاشی را رها کرد و بطور جدی به عکاسی مشغول شد.

او در ابتدای کارش با استفاده از یک دوربین عکاسی ساده که به جعبه براونی (Box Brownie) شهرت داشت عکاسی می کرد. بعد از مدتی او با یک دوربین ویوکامرا (View camera) 3x4 اینچ نیز شروع به تجربه کردن نمود.

وی در سال 1932 یک دوربین عکاسی لایکا با لنز 50mm در مارسی تهیه کرد که در سالیان متمادی همراه او بود. دوربینی سبک و ساده با عملکری مناسب برای کارهای خبری، بطوریکه کوچک بودن دوربین به او اجازه می داد بدون اینکه دیگران متوجه شوند از حالات طبیعی انها عکاسی کند. حتی با استفاده از رنگ سیاه قسمتهای براق دوربین را هم رنگ کرده بود که هر چه کمتر جلب توجه کند. با این دوربین فرصت های جدیدی در عکاسی برایش فراهم شد. وی در شهرهای اروپا همچون برلین، بروکسل، پراگ، بوداپست و مادرید عکاسی کرد.

فرانسه، هنری کارتیه برسون، 1932 میلادی

در سال 1933 برای اولین بار عکس هایش در یک گالری در نیویورک به نمایش درآمد. بعد از آن در مادرید و در دو سال بعد در مکزیک عکس هایش را به نمایش گذاشت. عکس های او عموما عکس های خیابانی و فوتوژورنالیستی بودند. در آن سالها او عکسی از کشور خود فرانسه برای ارائه نداشت.

در سال 1934 او با دیوید سیمور (David Seymour با نام اصلی David Szymin) عکاس لهستانی آشنا شد و از طریق وی با رابرت کاپا (Robert Capa با نام اصلی Endre Friedmann) عکاس مجارستانی ملاقات کرد.

در سال 1935 به ایالات متحده سفر کرد و در نیویورک در نمایشگاهی اشتراکی با چند عکاس دیگر کارهایش را به نمایش گذاشت. چند کار وی در نیویورک در یک مجله چاپ شد. همچنین وی با پل استرند (Paul Strand) عکاس برجسته امریکایی آشنا گردید.

در بازگشت به فرانسه با ژان رنوار (Jean Renoir) کارگردان فرانسوی شروع به کار کرد. در دو فیلم او یکی در سال 1936 به نام یک روز در ییلاق و یکی در سال 1939 به نام قواعد بازی به ایفای نقش پرداخت. همچنین به رنوار کمک کرد تا فیلمی برای حزب کمونیست بسازد. کارتیه برسون همچنین در طول جنگ داخلی اسپانیا به عنوان دستیار کارگردان در ساخت فیلمی ضد فاشیستی مشارکت نمود.

وی در سال 1937 اولین فعالیت های فوتوژورنالیستی خود را آغاز کرد. قرار بر این بود که او تاجگذاری جورج ششم و ملکه الیزابت را پوشش تصویری بدهد ولی او هیچ عکسی از پادشاه نگرفت و در نهایت عکس های او معطوف به مردم و خیابانهای لندن شده بود.

در سال 1938 هنری با رقاصی اهل جاوا به نام راتنا موهینی ازدواج کرد. آنها در پاریس اقامت گزیدند. سی سال ازدواج آنها دوام آورد و نهایتا در سال 1967 از یکدیگر جدا شدند.

در سالهای 1937 تا 1939 کارتیه برسون برای روزنامه عصر کمونیست فرانسوی به عنوان عکاس کار کرد. علی رغم اینکه او چپ گرا بود ولی به حزب کمونیست فرانسه ملحق نشد.

با شروع جنگ جهانی دوم کارتیه برسون در سال 1939 به واحد عکس و فیلم در ارتش فرانسه پیوست. یک سال بعد توسط نیروهای آلمان نازی اسیر شد و به مدت 35 ماه در اردوگاه های کار اجباری در اسارت نازی ها بود. دو بار اقدام به فرار کرد که موفق نشد و او را دستگیر و مجازات کردند. در بار سوم وی موفق شد از زندان نازی ها بگریزد و به فرانسه بازگردد. 

حواشی تاجگذاری جورج ششم ، هنری کارتیه برسون، 1937 میلادی

در فرانسه مشغول به فعالیت های زیرزمینی و مخفیانه شد. به فراریان کمک می کرد و با دیگر عکاسان، اشغال فرانسه را پوشش خبری می داد.

پس از پایان جنگ از طریق دفتر اطلاعات جنگ امریکا دعوت شد تا مستندی در مورد بازگشت اسرای فرانسوی تهیه کند. فیلمی که وی ساخت در نهایت در سال 1947 در امریکا به نمایش درآمد. در همان سال او نخستین کتاب خود را تحت عنوان "عکس های هِنری کارتیه برسون" منتشر کرد.

خبرچین، دسو از شهرهای آلمان ، هنری کارتیه برسون، 1945 میلادی

در سال 1947 کارتیه برسون با همراهی رابرت کاپا، دیوید سیمور، ویلیام وندیورت (William Vandivert) و جورج راجر (George Rodger) آژانس عکس مگنوم ( Magnum Photos) را تاسیس کرد بطوریکه به صورت مشارکت بین اعضاء فعالیت نماید. کار این آژانس ایجاد ارتباط بین عکاسان و مشتریان خود در سراسر جهان بود و ذاتا با اهداف انسان دوستانه تاسیس گردید. اعضای آژانس وظایف کاری را بین خود تقسیم کردند و برای هر کدام از آنها مناطق مختلفی از جهان را به عنوان حوزه کاری مشخص نمودند. به کارتیه برسون حوزه چین و هند اختصاص یافت.

وی در سالهای 1948 و 1949 مراسم خاکسپاری گاندی را در هند و جنگ های داخلی چین را پوشش تصویری داد. سپس به اندونزی رفت و استقلال آن از هلند را به تصویر کشید. در سال 1950 به جنوب هند سفر کرد و گزارش های مستندی از آنجا تهیه نمود. آژانس مگنوم با هدف استفاده از عکاسی در خدمت بشریت به کارش ادامه داد و پروژه های مختلفی را که در خصوص زندگی مردم، زنان، کودکان و جهان پیرامون تعریف کرده بودند به مرحله اجرا گذاشت.

شانگهای چین، هنری کارتیه برسون، 1948 میلادی

در سال 1952 کارتیه برسون کتاب خود را به نام "تصاویر آنی" که به انگلیسی به نام "لحظه قطعی" (The Decisive Moment) عنوان بندی شد را منتشر کرد. این مجموعه شامل 126 قطعه از عکس های کارتیه برسون از شرق و غرب بود. در پیشگفتار فلسفی ابتدای کتاب ، او نظریه لحظه قطعی خود را با استفاده از متنی نوشته کاردینال رتز ( Cardinal de Retz) نویسنده قرن 17 مطرح نمود. او عنوان کرد که در عکاسی ، شناخت همزمان اهمیت یک رویداد و سازماندهی دقیق فرم هایی که آن رویداد را می سازد در کسری از ثانیه شکل می گیرد و آن لحظه بیان تصویری مناسب اتفاق می افتد. از نظر وی لحظه قطعی، لحظه ای است که شکل بطور کامل با موضوع خود منطبق می گردد و ظرف و مظروف یکی می شوند. او در مصاحبه ای که با روزنامه واشنگتن پست داشت اظهار نمود که : "لحظه، اگر از دستش بدهید، آن لحظه برای همیشه رفته است."

در سال 1955 کارتیه برسون کتاب اروپاییان را منتشر کرد و در همان سال اولین نمایشگاه خود در فرانسه را در موزه لوور پاریس برگزار کرد.

کارتیه برسون برای عکاسی به نقاط مختلفی از جهان سفر کرد. در اتحاد جماهیر شوروی او اولین عکاس غربی بود که به عنوان عکاس آزاد در آنجا به عکاسی پرداخت. وی دو کتاب به نام "مسکو" و "از چینی به چین دیگر" انتشار داد. او در سالهای 1960 مورد احترام نسلی از عکاسان جوان قرار گرفت.

در سال 1966 از مدیریت آژانس مگنوم کناره گیری کرد تا بر روی عکاسی پرتره و منظره تمرکز کند و در سال 1967 از همسر اول خود جدا شد.

کارتیه برسون در سال 1968 از عکاسی دور شد و به فعالیت های هنری در حوزه طراحی و نقاشی بازگشت. در سال 1970 با یکی از عکاسان مگنوم به نام مارتین فرانک ( Martine Franck) ازواج کرد. آنها صاحب دختری شدند.

کارتیه برسون از اوایل دهه 70 عکاسی را تقریبا کنار گذاشت و بجز عکاسی گاه گاهی از زندگی خصوصی اش دیگر بطور جدی به عکاسی نپرداخت. وی بیشتر به نقاشی و طراحی می پرداخت و در سال 1975 اولین نمایشگاه نقاشی خود را برگزار کرد.

در سال 2003 وی با همسر و دخترش بنیاد هِنری کارتیه برسون را برای حفظ و به اشتراک گذاشتن میراثش در پاریس تاسیس کرد. در سال 2004 کارتیه برسون در سن 95 سالگی در پرووانس فرانسه درگذشت.

بروکسل، بلژیک ، هنری کارتیه برسون، 1932 میلادی

او بیش از سه دهه برای مجله لایف و سایر نشریات صرف نمود. او به عنوان یک عکاس بدون مرز به نقاط مختلفی سفر کرد و از وقایع مهم قرن بیستم عکس گرفت. از جمله جنگ های داخلی اسپانیا، آزادی پاریس در 1944، شورش دانشجویی پاریس در سال 1968، سقوط کومینتانگ در چین و استقرار حزب کمونیست، ترور مهاتما گاندی، دیوار برلین و بیابانهای مصر، همچنین عکس های پرتره از تعدادی از مشاهیر زمان همچون کامو، پیکاسو، کولت، ماتیس و افراد دیگری را نیز ثبت نمود. بعضی عقیده دارند کارتیه برسون با سرمشق قراردادن آندره کرتس (Andre Kertesz) در سالهای 1930، مبدل به بزرگترین عکاس مطبوعاتی فرانسه شد. او از جمله عکاسانی است که فوتوژورنالیسم را در شکل هنری آن ارائه نمود. شاید بتوان گفت تا کنون هیچ عکاسی نتوانسته است همچون کارتیه برسون به تنهایی در پیشرفت عکاسی خبری مدرن تاثیرگذار باشد.

کارتیه برسون علاقه ای نداشت که از وی عکس گرفته شود به همین علت عکس های محدودی از وی موجود می باشد. در سال 1975 مدرک افتخاری دانشگاه آکسفورد را دریافت کرد. در همان موقع نیز برای اینکه عکسش ثبت نشود کاغذی را در جلوی صورت خود قرار داد.

عکاسی ناگهانی و بی خبر از ویژگی های کار کارتیه برسون بود. وی معمولا با دوربین لایکایی که داشت و با فیلم سیاه و سفید ولنزهای سریع، در حالی که دوربینش را طوری حمل می کرد که کمترین جلب توجه را کند اقدام به عکاسی می نمود. او هرگز در عکس هایش از فلاش استفاده نکرد. او عقیده داشت عکاسی با فلاش مثل این است که در حالیکه یک تپانچه در دست شماست به یک کنسرت بروید.

او عقیده داشت که عکس را باید در داخل منظره یاب کادر بندی نمود و همیشه عکس هایش را بدون دستکاری و بدون انجام کراپ چاپ می کرد. او به جنبه های فنی عکاسی تا جایی اهمیت می داد که به او اجازه دهد آنچه را می بیند به ثبت برساند.

کارتیه برسون بیش از آنکه برای خودنمایی در عرصه هنری کار کند، برای مخاطبان خویش فعالیت می کرد. عکس های کارتیه برسون کوشش هایی حقیقی برای درک روح آدمی است که البته با وسیله بیانی متفاوت و تازه ای که همانا عکاسی است، تحقق پذیرفته است. کارتیه برسون یکی از تاثیرگذارترین افراد در هنر عکاسی در جهان بوده است.


گردآوری و ترجمه: امیر دولتیاری                                          تاریخ نگارش/آخرین ویرایش: 1396/12/05


منابع:

  1. Brian Coe (1990). Les Grands Photographes et Leur Technique, 1th ed. Inter Livres, France. (ترجمه فارسی: عکاسان بزرگ جهان، پیروز سیار، نشر نی، 1391)
  2. Tavis Leaf Glover (2014). The Man Who Taught Bresson Geometry. Retrieve from www.ipoxstudios.com on Feb 14.
  3. Chadwick Boseman (2015). Henri Cartier-Bresson. Retrieve from www.biography.com on Feb 15.
  4. Editors (2017). Henri Cartier-Bresson French Photographer and Filmmaker. Retrieve from www.theartstory.org on Feb 15.
  5. HCB Foundation (2017). Henri Cartier-Bresson Biography. Retrieve from www.henricartierbresson.org on Feb 16.
  • منتشر شده در پنج شنبه, 26 بهمن 1396 15:55
  • نوشته شده توسط دکتر دولتیاری

عکاسان خارجی


پیتر هنری امرسون

Peter Henry Emerson

تولد:

1856 میلادی در کوبا

وفات:

1936 میلادی در فالموث انگلستان

ملیت:

انگلیسی

پیتر هنری امرسون ( با نام اصلی پدرو انریک پترسون Pedro Enrique Emerson ) در سال 1856 میلادی در کشور کوبا به دنیا آمد. پدرش در شهر لاپالما مزرعه نیشکر داشت. پدر پیتر امریکایی و مادرش اصالتا انگلیسی بود. پیتر سالهای ابتدایی زندگی خود را در مزرعه و املاک پدر در کوبا گذراند.

در سال 1864 میلادی به دنبال بیماری پدر، در حالیکه پیتر 8 ساله بود خانواده امرسون در ایالت دلاوِر آمریکا ساکن شدند. دورانی که جنگ های داخلی امریکا شروع شده بود. وی تحصیلات ابتدایی خود را در آنجا گذراند. پیتر در سال 1869 پس از فوت پدرش امریکا را ترک کرد و به انگلستان زادگاه مادرش رفت. در دوران مدرسه هوش وافری از خود نشان داد و به عنوان دانش آموز ممتاز و همچنین ورزشکاری قابل شناخته شد.

پس از آن در دانشگاه کینگز کالج لندن (King’s College) در رشته پزشکی مشغول به تحصیل شد. در سال 1879 تحصیلات پزشکی خود را در کلر کالج (Clare College) در کمبریج ادامه داد و در سال 1885 موفق به اخذ مدرک دکترای خود در رشته پزشکی گردید. پس از آن به لندن بازگشت و به عنوان دستیار جراح در بیمارستان کینگز کالج مشغول به کار شد. وی در حرفه پزشکی استعداد فراوانی از خود نشان داد. در این زمان بود که وی نام خود را به پیتر هنری تغییر داد.

پیتر به نویسندگی هم می پرداخت. او بسیار باهوش بود و انرژی فوق العاده ای داشت و در همه کارهایش آن را بکار می گرفت. همچنین در چندین رشته ورزشی به فعالیت می پرداخت و در اکثر آنها به مهارت های بالایی دست یافت. او مجذوب طبیعت بود. همچنین علاقه زیادی به بیلیارد، قایقرانی و هواشناسی داشت.

آماده سازی تور ماهیگیری (Setting the Bow-Net) ، پیتر هنری امرسون ، 1886 میلادی

در سال 1881 میلادی با ادیت امی اینزوورث (Edith Amy Ainsworth) ازدواج کرد. وی در طول دوران ماه عسل خود اولین کتاب خود را که یک رمان بود به رشته تحریر درآورد. آنها در طول دوران زندگی خود صاحب پنج فرزند شدند.

امرسون در سال 1882 میلادی نخستین دوربین عکاسی خود را تهیه کرد. وی قصد داشت برای رساله پرنده شناسی یکی از دوستانش تصاویری تهیه کند. هوش، توانایی و قوه تخیل امرسون در حوزه عکاسی بکار گرفته شد. عکس های خارق العاده ای گرفت و آنها را به معرض تماشا گذاشت.

در سال 1885 در باشگاه عکاسی لندن (Camera Club of London) عضو شد و یک سال بعد به عنوان عضو شورای مرکزی انجمن عکاسی انتخاب گردید. امرسون در این سالها عملا شغل پزشکی خود را به عنوان جراح کنار گذاشت و بطور جدی به نویسندگی و عکاسی پرداخت. امرسون نظریات خود را درباره عکاسی بیان می نمود و در زمینه عکاسی چندین سخنرانی ایراد کرد. وی عملا در سال 1886 مفهوم زیبایی شناسی در عکاسی را دگرگون ساخت. او عقیده داشت یک عکس طبیعی بایستی آنچه را که چشم انسان می بیند بیان کند. وی آثار عکاسی هنری پیچ رابینسون (Henry Peach Robinson) ، تصنعی بودن عکس هایش و نحوه چاپ آنها را مورد انتقاد قرار داد. امرسون عقیده داشت که نباید عکس را دستکاری کرد تا خلوص عکس را از بین نرود. به نظر او دستکاری عکس فرایندی بود که یک عکس خوب یا بد و یا خنثی را به یک ترسیم یا نقاشی بد تبدیل می کند. وی به دید عکاسانه مستقیم بدون اعمال هر گونه تغییر اعتقاد داشت. وی عکس هایش را با یک فریم و بدون روتوش و دستکاری چاپ می کرد.

اعترافات (Confessions) ، پیتر هنری امرسون، 1887 میلادی

در سال 1889 نظریات خود را در کتابی به نام عکاسی طبیعت گرا برای هنرجویان عکاسی (Naturalistic Photography for Students of the Art) منتشر ساخت. او در این کتاب دیدگاه خود را از تاریخ هنر، فلسفه هنر و نحوه ارتباط آن با طبیعت و همچنین عکاسی مستقیم (Straightforward photography) شرح داد. نظریات او بیشتر تحت تاثیر نقاشان طبیعت گرا و امپرسیونیست فرانسوی بود. اثر هنری در نظر وی پاسخ محسوس و صحیح هنرمند به رویدادی طبیعی بود. او عقیده داشت تا جای ممکن باید تصاویری که از طبیعت و محیط اطراف گرفته می شود واقعی و با دقت کافی باشد، به عبارتی عکس ها نمایشی باشند از آنچه چشم می بیند.

آثار عکاسی امرسون در سالهای 1885 و 1886 بسیاردرخشید. در سال 1886 از عکس های منتخبش اولین مجموعه عکس خود را منتشر ساخت. عکس ها نشان دهنده سبک زندگی ماهیگیران، کشاورزان و نیشکرکاران در کنار آبراه های نواحی شرق انگلستان بود.

بعدها در طی حدود ده سال، 7 مجموعه دیگر از آثار خود را انتشار داد. اکثریت عکس های این مجموعه ها به مناظر ناحیه آنگلیای شرقی در انگلستان اختصاص داشت. وی با سبک هنری خود به عکاسی پرداخته بود. این عکس ها هنوز به عنوان مستندات تصویری از زندگی روستایی در قرن نوزدهم انگلستان، مورد استفاده محققان خصوصا در رشته قومشناسی (Ethnography) می باشد. در یکی از عکس های شاخص وی با عنوان تصویر شکارچی در حال شکار پرندگان که در سال 1886 میلادی گرفته است نحوه بکارگیری رنگ های خاکستری تیره و نگاه انتزاعی عکاس قابل رویت است.

شکارچی در حال شکار پرندگان (Gunner Working Up To Fowl) ، پیتر هنری امرسون، 1886 میلادی

وی در مسیر هنری خود که دنبال می کرد به سبک های جدیدی پرداخت. او از اینکه تصاویرش همانند چشم انسان نمی توانست مناظر را نمایش دهد ناراضی بود. حتی مدتی عکس هایش را با فوکوس نرم گرفت ولی او را راضی نکرد. در سال 1890 مجموعه عکسی با نام زندگی وحشی در جزر و مد آب (Wild life on a tidal water) منتشر کرد که این امر را مشخص می کند. عکس های وی دارای کیفیت جدیدی بود و شکلی انتزاعی را بیان می داشت. وی نوعی فوکوس متفاوت در سطح تصویر را مطرح نمود که شباهت بیشتری به چشم انسان داشته باشد. در این عکس ها بطور عمده بخش مرکزی تصویر وضوح کامل داشت و در حدود یک سوم تصویر در نواحی حاشیه ای محوتر بود. همچنین کیفیت چاپ عکس ها بسیار خوب انجام شده بود. عکس های او را برادران کال (Coll) چاپ کرده بودند. پس از آن امرسون بر آن شد تا فنون چاپ را از آنها بیاموزد بطوریکه فوتوگراور های مجموعه های بعدی اش را خود امرسون تهیه کرد.

 عکسی از مجموعه "زندگی وحشی در جزر و مد آب" ، پیتر هنری امرسون، 1890 میلادی

امرسون در سال 1890 کتاب قبلی خود را هجو کرد و کتابی با نام مرگ عکاسی طبیعت گرا (The death of Naturalistic Photography) نوشت. او نظریات قبلی خود را رد کرد و با توجه به تجربیات خود به این نتیجه رسید که عکاسی عملی کاملا مکانیکی است و جایگاهی در هنر ندارد. وی استدلال می کرد چونکه عکاس نمی تواند به صورت ارادی بر روی تونالیته رنگها اثر بگذارد بنابراین تاثیری زیباشناختی بر روی تولید عکس نخواهد داشت. او احساس می کرد که دفاع از عکاسی به عنوان هنر شکست خورده است. با این وجود نظریات اولیه وی که قبلا در باب هنر عکاسی مطرح کرده بود تاثیر خود را بر جریان عکاسی در قرن بیستم اعمال نمود.

در سال 1891 که امرسون عکس های مجموعه برگهای باتلاق (Marsh Leaves) را تهیه کرد عملا آخرین سال فعالیت عکاسی وی محسوب می شود. این مجموعه در سال 1895 انتشار یافت. اوج هنر امرسون در این آخرین مجموعه قابل مشاهده است. شاید بتوان بعضی آثار وی را به نقاشی هنرمندان مشهور شبیه دانست. باغچه برفی (The Snow Garden) یکی از نمونه های آن است که بی شباهت به نقاشی های شرقی نمی باشد.

باغچه برفی (The Snow Garden) ، پیتر هنری امرسون، 1895 میلادی

بعد از این مجموعه امرسون اگر چه تا دهه 20 قرن بیستم عکس می گرفت ولی عملا دیگر عکسی چاپ نکرد. وی فعالیت های نویسندگی و انتشار کتاب را همچنان ادامه داد. آخرین کتاب وی در مورد تاریخچه عکاسی هنری درست قبل از مرگ وی در سال 1936 تکمیل گردید، اگر چه هیچگاه نسخه خطی آن یافت نشد. امرسون در روز 12 ماه می 1963 میلادی یک روز قبل از سالگرد هشتاد سالگی اش درگذشت. بعد از مرگ وی، در سال 1979 میلادی نام وی در تالار مشاهیر بین المللی عکاسی (International Photography Hall of Fame) ثبت گردید.

تاثیرات امرسون در هنر کلاسیک در عکاسی کاملا مشهود است. سبک پیکتوریال یا تصویرگرا (Pictorial photography) که امرسون را می توان از پایه گذاران آن در عکاسی دانست در واقع مقابله ای با عکاسی معمول در دوران ویکتوریایی بود. پیتر هنری امرسون عکاسی نوآور و درخشان بود. امرسون را می توان از پیشگامانی دانست که عکاسی را به عنوان هنر مطرح کرد و ارتقا داد. او که عکاسی طبیعت گرا بود، در دوران فعالیت خود بر لزوم وجود هدف و معنا در آثار عکاسی تاکید داشت و آن را ترویج می نمود. وی در تاریخ عکاسی جهان و خصوصا بریتانیا به عنوان فردی شاخص و تاثیرگذار و حلقه اتصال عکاسی در بین قرن های نوزدهم و بیستم شناخته شده است.


گردآوری و ترجمه: امیر دولتیاری                                          تاریخ نگارش/آخرین ویرایش: 1396/12/05


منابع:

  1. Brian Coe (1990). Les Grands Photographes et Leur Technique, 1th ed. Inter Livres, France. (ترجمه فارسی: عکاسان بزرگ جهان، پیروز سیار، نشر نی، 1391)
  2. John Szarkowski (1990). Looking at Photographs: 100 Pictures from the Collection of The Museum of Modern Art. Abrams, USA. (ترجمه فارسی: نگاهی به عکس ها، فرشید آذرنگ، سمت، 1393)
  3. Britannica Editors (2018). Peter Henry Emerson. Retrieve from www.britannica.com on Feb 2.
  4. Giles Huxley-Parlour (2018). Peter Henry Emerson. Retrieve from www.huxleyparlour.com on Feb 3.
  5. Christian Peterson (2013). Dr. Peter Henry Emerson. Retrieve from www.luminous-lint.com on Feb 3.
  6. Vi Whitmire (2017). Peter Henry Emerson. Retrieve from http://iphf.org on Feb 4.
  • منتشر شده در چهارشنبه, 29 آذر 1396 16:24
  • نوشته شده توسط Super User

عکاسان خارجی


آندره کِرتِس

Andre Kertesz

تولد:

1894 میلادی در بوداپست

وفات:

1985 میلادی در نیویورک

ملیت:

امریکایی، مجارستانی الاصل

آندره کرتس (Andre Kertesz) یکی از پیشگامان عکاسی مدرن در سال 1894 میلادی در شهر بوداپست مجارستان در خانواده ای متوسط متولد شد. نام وی را اندور (Andor) گذاشتند. پدرش کتاب فروش و مادرش خانه دار بود. در سن نوجوانی پدرش از بیماری سل درگذشت. وضعیت مالی خانواده نامساعد بود و او با حمایت دایی خود دوران نوجوانی را گذراند. کرتس جوان در املاک دایی خود که در حومه شهر بود بزرگ شد. وی را برای تحصیل به مدرسه بازرگانی فرستادند. وی در سال 1912 فارغ التحصیل شد.

کرتس ابتدا به عنوان کارمند در بورس اوراق بهادار بوداپست مشغول به کار شد. پس از مدتی توانست اولین دوربین عکاسی خود را تهیه کند. این دوربین عکاسی بسیار ساده و شبیه به جعبه بود. یکی از اولین عکس هایی که گرفت به نام "مرد به خواب رفته" نشان می دهد که وی از همان ابتدا استعداد بالایی در عکاسی داشته است.

در سال 1914 کار خود را در بورس اوراق بهادار رها کرد و به عنوان حرفه، به کار عکاسی وارد شد. با شروع جنگ جهانی اول او در خدمت ارتش مجارستان روانه جبهه های نبرد شد. وی دوربین خود را نیز همراه برد. کرتس در جنگ مجروح شد و در حدود یکسال دوران نقاهت وی طول کشید. در این مدت او از بیماران و مجروحین بیمارستان و حتی از ساکنین حوالی بیمارستان عکاسی می کرد. در یکی از عکس هایش در حالیکه او بر روی پله های استخری نشسته بود از فردی که در داخل آب بود عکسی گرفت که نوآورانه بود و در آن سالها تاثیر زیادی بر آثار سایر هنرمندان برجای گذاشت.

پس از پایان جنگ و در سال 1918 کرتس به کار قبلی خود در بورس اوراق بهادار بازگشت. مدتی نیز به کار کشاورزی پرداخت. در این بین در اوقات فراغت خود عکاسی می کرد.

در سال 1925 م مجله ای در بوداپست یکی از عکس های کرتس را بر روی جلد خود چاپ نمود. این موضوع انگیزه ای شد تا کرتس با توجه به اوضاع سیاسی مجارستان و همچنین نارضایتی که از کار اداری خود داشت، به پاریس مهاجرت کند. او در محله مونپارناس پاریس ساکن شد و به عنوان یک عکاس آزاد شروع به کار کرد. در پاریس وی با هنرمندان زیادی آشنا شد و از آنها و کارگاه های آنها عکاسی می کرد. در همان سالها او نام خود را از اندور به آندره تغییر داد. در پاریس برای چندین مجله اروپایی کار می کرد و به زودی عکس های او در مجلات سراسر آلمان، فرانسه، ایتالیا و بریتانیا چاپ شد.

برای کرتس غریزه و احساس همواره در مرتبه نخست قرار داشت و تصاویر خود را در لحظه دقیق می گرفت. هنری کارتیه برسون (Henri Cartier-Bresson) عکاس مشهور فرانسوی و مبدع اصطلاح "لحظه قطعی" ، عنوان کرده بود که کرتس به عنوان "منبع الهام شاعرانه" او بوده است. عکاسان به نام دیگری نیز بودند که همگی تحت تاثیر هنر کرتس قرار گرفتند، از جمله براسایی (Brassai)، رابرت کاپا (Robert Capa)، من ری (Man Ray)، برنیس ابوت (Berenice Abbott) و بیل برانت (Bill Brandt). براسایی که از هموطنان مجارستانی کرتس بود ابتدا نقاش و پیکره ساز بود و عکاسی را از کرتس آموخت. وی با راهنمایی کرتس تسلط کاملی به عکاسی شبانه از شهر پیدا کرد.

کرتس در سال 1928 اولین دوربین لایکای خود را خریداری کرد. او با علاقه ای که به عکاسی از کوچه و خیابان داشت و با در اختیار داشتن دوربین جدید که در آن زمان برای عکاسی مستند خیابانی بسیار مناسب بود، تعداد زیادی از زیباترین آثار خود را در پاریس بوجود آورد. یکی از عکس های او به نام مودون (Meudon) که در همان سال گرفت ، استعداد وی را در تصویر کردن احساس حرکت و قرار دادن چندین صحنه و موضوع در یک تصویر منسجم نشان می دهد.

در سال 1927 اولین نمایشگاه انفرادی خود را برگزار کرد.این مقدمه ای شد تا کارهای او بطور مرتب در مجله پاریسی وو (Vu) و مجلات مصور آلمانی به چاپ برسد. او در سالهای بعدی در نمایشگاه هایی در آلمان و فرانسه آثار خود را به نمایش گذاشت. موزه های آلمان آثار او را خریداری کرد و در نگارخانه های آن کشور به نمایش گذاشت. در سال 1932 وی در بروکسل و نیویورک نیز عکس های خود را به معرض تماشا گذاشت. شهرت او به عنوان یک هنرمند عکاس بین المللی شده بود.

در سال 1936 با عقد قراردادی یکساله که با یک بنگاه اسناد تصویری در نیویورک بست اروپا را ترک گفت و به نیویورک رفت. اگر چه بعدها اظهار داشت که در آن سالها سلیقه نامتناسب ناشران امریکایی با طبع ظریف او متناسب نبود و او از مهاجرت به امریکا پشیمان بود. در طی جنگ جهانی دوم وی در نیویورک حضور داشت. پس از جنگ وی به صورت قراردادی کار می کرد و از این راه عایدی خوبی داشت. وی به عنوان یکی از عکاسان خبری مشهور شناخته شده بود. کرتس با مجلات مشهوری همچون لوک (Look)، ووگ (Vogue) و بازار هارپر (Harper's Bazaar) همکاری می کرد. در سال 1944  کرتس شهروند امریکا شد.

او در آن سالها عکاسی هایی شخصی نیز انجام می داد و با علاقه ای که به شکل های انتزاعی داشت خصوصا از بالای ساختمانها از مناظر شهری عکس می گرفت. در این سالها وی عمدتا به عکاسی از طبیعت بی جان، آدم ها و تصاویر دارای اعوجاج از فیگورهای مختلف می پرداخت. کرتس در سال 1962 میلادی خود را از کارهای تجاری بازنشسته کرد و بر روی پروژه های شخصی متمرکز شد. در سال 1980 نخستین جایزه سالیانه انجمن بین المللی هنر عکاسی در نیویورک را دریافت نمود.

کرتس از همان ابتدای کار که عکاسی را شروع کرد، علاقه ای به تصویر سازی سنجیده و تحلیلی نداشت. او به دنبال جزئیات پیش بینی نشده و لحظات گذرا بود. نگاهی مختصر و در عین حال مبهم به دنیای اطراف. از دیگر ویژگی های کارهایش می توان به دید آزاد و کودکانه او از زیبایی های دنیا و ارزشی که برای آنها قائل بود، اشاره کرد.

درگذشت همسر کرتس در سال 1977 تاثیر زیادی بر وی گذاشت و در اندک زمانی آفرینندگی وی نیز از دست رفت. با این وجود کرتس هیچگاه از عکس گرفتن باز نایستاد و آخرین عکس های رنگی وی که با دوربین پولاروید از طبیعت بی جان گرفت موید این نکته است که وی استعداد پیشین خود را همچنان حفظ کرده بود. کرتس در سال 1985 در نیویورک، شب هنگام در خواب، دار فانی را وداع گفت.


گردآوری و ترجمه: امیر دولتیاری                                          تاریخ نگارش/آخرین ویرایش: 1396/09/30


منابع:

  1. Brian Coe (1990). Les Grands Photographes et Leur Technique, 1th ed. Inter Livres, France. (ترجمه فارسی: عکاسان بزرگ جهان، پیروز سیار، نشر نی، 1391)
  2. Arnold H. Crane (1997). On the Other Side of the Camera, 1th ed. Konemann, Germany. (ترجمه فارسی: آنسوی دوربین، فرزانه احسانی موید، کتاب وارش، 1391)
  3. John Szarkowski (1990). Looking at Photographs: 100 Pictures from the Collection of The Museum of Modern Art. Abrams, USA. (ترجمه فارسی: نگاهی به عکس ها، فرشید آذرنگ، سمت، 1393)
  4. Biography.com Editors (2014). Andre Kertesz Biography. Retrieve from www.biography.com on Dec 18.
  5. The famous people Editors (2017). Andre Kertesz Biography. Retrieve from www.thefamouspeople.com on Dec 18.
  • منتشر شده در چهارشنبه, 13 دی 1396 13:17
  • نوشته شده توسط Super User

عکاسان خارجی


آنسل آدامز

Ansel Adams

تولد:

1902 میلادی در سانفرانسیسکو

وفات:

1984 میلادی در مونتری کالیفرنیا

ملیت:

امریکایی

آنسل آدامز (نام کامل وی Ansel Easton Adams می باشد.) از عکاسان تاثیرگذار و مولف در عرصه هنر عکاسی و همچنین از طرفداران محیط زیست در سال 1902 میلادی به عنوان تک فرزند خانواده در شهر سانفرانسیسکو امریکا به دنیا آمد.

آنسل در دوران کودکی بسیار پر جنب و جوش و تا حدی بیش فعال بود. از همان دوران کودکی بیش از اینکه به بازی و ورزش بپردازد، به گشت و گذار در طبیعت و کاوش زیبایی های آن بود. در جریان زلزله بزرگ 1906 شهر سانفرانسیسکو مجروح شد و در ناحیه بینی دچار صدمه و شکستگی شدیدی شد که آثار آن تا آخر عمر همراه وی بود. در دوران کودکی پدرش با خرید تلسکوپی آماتوری، شور و شوق مطالعه در نجوم را در وی ایجاد نمود.

با مرگ پدربزرگ آنسل که صاحب کارخانه صنایع چوبی بود و پدر آنسل نیز در آن فعالیت داشت، وضعیت مالی خانواده به هم ریخت و سطح زندگی آنها به شدت کاهش یافت.

آنسل به علت بیقراری و بی توجهی، از چندین مدرسه خصوصی اخراج شد و پدرش در نهایت در سن 12 سالگی او را به مدرسه نفرستاد و آموزش او را خودش به همراه خواهرش یعنی عمه ی آنسل، به عهده گرفتند. بعد از مدتی در یک مدرسه خصوصی تحصیلات ابتدایی خود را ادامه داد و تا کلاس هشتم مدرک خود را اخذ نمود. بعدا با مطالعه در منزل توانست دیپلم خود را بگیرد. علی رغم ارتباط نزدیک و صمیمی که آنسل با پدرش داشت، ارتباط با مادرش خیلی خوب نبود و همیشه مادر او با علاقه او به عکاسی مخالف بود.

آنسل از 12 سالگی به پیانو علاقه مند شد و با کمک یک معلم خصوصی به یادگیری آن پرداخت. بیش از 12 سال بعدی زندگی او با موسیقی توام بود و شاید بتوان گفت موسیقی عامل مهمی در شکل گیری شخصیت او داشت بطوریکه آنسل که جوانی دمدمی مزاج و سرگردان بود را نظم و انظباط بخشید. چه بسا نحوه آموزش های دقیق و تلاش های دشوار در آموزش موسیقی ، تاثیرات خود را در آثار نوشتاری و آموزشی بعدی او در خصوص عکاسی نشان داد.

در سال 1916 برای اولین بار همراه خانواده خود پارک ملی یوسمیتی (Yosemite National Park) را دید. در این زمان بود که پدرش اولین دوربین عکاسی که یک مدل کداک براونی (Brownie Kodak ) بود را به وی داد و این شروعی بود بر فعالیت های عکاسانه آنسل، بطوریکه در همان سفر با شور و شوق بیش از حدی که از خود نشان داد شروع به گرفتن عکس نمود. پس از آن وی شروع به آموختن تکنیک های عکاسی نمود. کار نیمه وقتی در یک استودیوی عکس گرفت و در آنجا به یادگیری تکنیک های تاریکخانه ای پرداخت.

در سال 1918 دجار بیماری آنفولانزای شدیدی شد که در همه جا همه گیر شده بود و چندین ماه با بیماری دست و پنجه نرم کرد تا عاقبت بهبود یافت.

آنسل آدامز بطور جدی مجلات عکاسی را پیگیری می کرد و در نشست ها و باشگاه های عکاسی شرکت می کرد. همچنین با افرادی آشنا شد که در زمین شناسی و طبیعت فعال بودند. او در عین حال یادگیری را در اولویت خود قرار داده بود و مهارت های استفاده از دوربین و عکاسی در شرایط آب و هوایی مختلف را می آموخت.

آنسل در سن 27 سالگی به باشگاه سیررا (Sierra Club) که با هدف محافظت از مکان های وحشی روی زمین ایجاد شده بود پیوست. وی از سال 1920 تا 1924 به عنوان محافظ تابستانی در مرکز سیاحت باشگاه سیررا استخدام شد. بعد از آن وی تا آخر عمر عضوی از باشگاه باقی ماند و در مقاطعی نیز همچون همسرش به عنوان مدیر فعالیت می نمود. اولین بار در سال 1934 به عضویت هیات مدیره باشگاه درآمد و تا سال 1971 به مدت 37 سال در این جایگاه قرار داشت. آدامز در مسابقات سالیانه باشگاه شرکت می کرد و چندین صعود به کوهستان سیررا نوادا را هدایت نمود.

آنسل در سالهای جوانی به همراه دوستان موسیقی دان و عکاس خود جنبه هایی از فلسفه و رویکردهای فرهنگی را دنبال می نمود. خصوصا نگاه ادوارد کارپنتر (Edward Carpenter) در خصوص یافتن زیبایی در زندگی و هنر که در کتاب خود به نام به سوی دموکراسی مطرح کرده بود بر روی این گروه جوان اثر زیادی بر جای گذاشت. آنسل آدامز بعدا بیان نمود که هدف هنرش، خواه موسیقی و یا عکاسی، برای نشان دادن زیبایی به دیگران و الهام بخشیدن به آنان است.

در این دوران آنسل در تابستان به پیاده روی، کمپینگ و عکاسی می پرداخت و در بقیه سال به موسیقی ، ارتقای نواختن پیانو و همچنین آموزش پیانو به دیگران می گذشت. اولین عکس های آنسل آدامز در سال 1921 منتشر شد و در سال بعد استودیو بست (Best) فروش نسخه های یوسمیتی او را آغاز کرد.

در آن سالها آنسل آدامز بر تکنیکهای فوکوس نرم، فرایند بومویل (Bromoil process) در چاپ و مواردی از این دست که عکاسان سبک تصویرگرا (Pictorialism) همچون آلفرد استیگلیتز ( Alfred Stieglitz) استفاده می کردند تمرکز کرده بود. او انواع گوناگونی از لنز ها را بکار برد و جلوه های تصویری مختلفی را آزمود ولی در نهایت نتوانست رویکرد نقاشی گونه عکاسان تصویرگرا (پیکتورالیست) را بپذیرد و رویکردی واقع گرایانه تری را که در آن فوکوس دقیق است،

مونولیت (Monolith)، آنسل آدامز، 1921

کنتراست بالاست و در آن تکنولوژی اتاق تاریک بسیار کارآمد بود را انتخاب کرد.

در آن سالها آنسل آدامز بر تکنیکهای فوکوس نرم، فرایند بومویل (Bromoil process) در چاپ و مواردی از این دست که عکاسان سبک تصویرگرا (Pictorialism) همچون آلفرد استیگلیتز ( Alfred Stieglitz) استفاده می کردند تمرکز کرده بود. او انواع گوناگونی از لنز ها را بکار برد و جلوه های تصویری مختلفی را آزمود ولی در نهایت نتوانست رویکرد نقاشی گونه عکاسان تصویرگرا (پیکتورالیست) را بپذیرد و رویکردی واقع گرایانه تری را که در آن فوکوس دقیق است، کنتراست بالاست و در آن تکنولوژی اتاق تاریک بسیار کارآمد بود را انتخاب کرد.

در سال 1927 آنسل آدامز اولین نمونه کار خود را با سبک جدیدی که در چاپ قطع بزرگ تصاویر ابداع کرده بود ارائه داد. عکس معروف مونولیت (Monolith) جزو این تصاویر بود. این عکس ها با استفاده از یک دوربین ویوکمرا مدل کورونا (Korona ) ، صفحات شیشه ای و فیلتر قرمز برای افزایش کنتراست گرفته شده بود. این عکس ها موفقیت زیادی کسب کرد و به تعداد زیادی فروخته شد. او متوجه شد که بازتولید عکس های دقیق او چقدر مهم است و چه اثری در جذب مشتریان آن داشته است.

او در خصوص تکنیک های چاپ، جوهرها و نحوه طراحی و چیدمان تصویر شروع به آموختن کرد. آنچه بعدا در آثارش بکار می گرفت. وی در این زمان بیشتر کارهای تاریکخانه ای خود را در زیرزمین خانه پدر و مادرش انجام می داد و تجهیزات کافی در اختیار نداشت.

در سال 1928 با ویرجینیا بست (Virginia Best) در دره یوسمیتی ازدواج کرد. پدر ویرجینیا یک استودیو داشت که برای دخترش به ارث گذاشته بود و آنسل تا سال 1971 کار در این استودیو را ادامه داد. این استودیو در حال حاضر به عنوان گالری آنسل آدامز در اختیار خانواده وی است. ازدواج او پایانی بود بر تلاش هایی که او در جهت دستیابی به یک موسیقی حرفه ای داشت.

او تجربیات عکاسی خود را در زمینه تصاویر بزرگ از کوهستان، کارخانه ها و عکس های کلوزآپ ادامه داد. در سال 1930 اولین کتاب خود را با متنی که توسط مری هانتر آستین (Mary Hunter Austin) نویسنده طبیعت گرای امریکایی همراه بود به چاپ رساند.

او با هنرمندانی همچون جورج اوکیف (Georgia O'Keeffe) نقاش، جان مارین (John Marin) نقاش مدرنیست و پل استرند (Paul Strand) عکاس ارتباطات نزدیکی پیدا کرد. پل استرند جزئیات تکنیک های مورد استفاده اش در عکاسی را در اختیار آنسل قرار داد و او را تشویق کرد که بطور اختصاصی فقط به عکاسی بپردازد.

استفاده از کاغذ براق برای افزایش سطوح تونالیته که آدامز استفاده می کرد از استرند آموخته بود.

آنسل در سالهای جوانی به همراه دوستان موسیقی دان و عکاس خود جنبه هایی از فلسفه و رویکردهای فرهنگی را دنبال می نمود. خصوصا نگاه ادوارد کارپنتر (Edward Carpenter) در خصوص یافتن زیبایی در زندگی و هنر که در کتاب خود به نام به سوی دموکراسی مطرح کرده بود بر روی این گروه جوان اثر زیادی بر جای گذاشت. آنسل آدامز بعدا بیان نمود که هدف هنرش، خواه موسیقی و یا عکاسی، برای نشان دادن زیبایی به دیگران و الهام بخشیدن به آنان است.

عکس رز و تخته پاره (Rose and Driftwood) یکی از بهترین عکس های او در این دوران است.

رز و تخته پاره (Rose and Driftwood) ، آنسل آدامز، 1932 میلادی

در سال 1932 به دنبال نمایشگاه گروهی که با همراهی ایموگن کانینگهام ( Imogen Cunningham) و ادوارد وستون (Edward Weston) برگزار کرد، به همراهی آنها گروه اف/64 (f/64) را تشکیل داد. گروه بر اساس عدد خیلی کوچک f/64 برای روزنه دیافراگم نامگذاری شده بود یعنی کوچکترین دیافراگم قابل استفاده در دوربین های قطع بزرگ که تصویری با وضوح بسیار زیاد پدید می آورد. این گروه در مقابله با نظرات عکاسان پیکتورالیست ایجاد شد و در بیانیه اش بر این موضوع تاکید شده بود که عکاسی خالص (Pure photography) از هرگونه کیفیت، تکنیک، ترکیب بندی و یا ایده ای که از سایر اشکال هنری آمده باشد مبرا است. گروه اف/64 نظریه عکاسی مستقیم (straight photography) یا خالص (pure ) را در عکاسی مطرح نمود.

در سال 1933 آدامز گالری هنر و عکاسی خود را در سانفرانسیسکو افتتاح کرد. همچنین در مجلات عکاسی شروع به انتشار مقالات خود نمود. اولین کتاب آموزشی خود را تحت عنوان ساخت عکس در سال 1935 منتشر کرد. وی تابستان، گروه های سفر به ارتفاعات را که از طریق باشگاه سیررا هماهنگ شده بودند به عنوان عکاس همراهی می کرد و در بقیه سال در سانفرانسیسکو و برکلی با اعضای باشگاه در ارتباط بود.

او عکاسی خود را بر روی موضوع حفظ و نگهداری بیابانها و طبیعت بکر متمرکز نمود. از عوامل الهام بخش او از بین بردن مناطق طبیعی در دره یوسمیتی بود که در اثر توسعه مراکز تجاری و تفریحی روز به روز افزایش می یافت. با تلاشهایی که آدامز به همراه باشگاه سیررا از سال 1938 انجام داد، بالاخره در سال 1940 کنگره امریکا مناطق سکوئیا (Sequoia) و تنگه پادشاهان (Kings Canyon) در ناحیه سیررا نوادا را به عنوان پارک ملی تعیین کرد. در طی سالهای بعد آدامز به عکاسی از مناطق مختلف سیررا نوادا پرداخت. نمایشگاه او در سال 1936 در گالری استیگلیتز در نیویورک موفقیت فراوانی کسب کرد.

آدامز در سال 1939 به عنوان سردبیر مجله یو-اس دوربین و سفر (U.S. Camera & Travel) که محبوبترین مجله عکاسی در آن دوران بود انتخاب شد. در طی سالهای 1940 و 41 با همراهی همسرش، یک کتاب برای کودکان و یک راهنمای مصور از دره یوسمیتی تهیه نمود. وی در دیترویت کارگاه های آموزش عکاسی برگزار می کرد. در سال 1941 بطور جدی تدریس عکاسی را در مدرسه مرکز هنر در لوس آنجلس آغاز نمود.

تصویری از آنسل آدامز که بر روی سقف اتوموبیل خود مشغول عکاسی است.

در سال 1943 وی بر روی خودروی استیشن خود سکوی ویژه ای برای نصب دوربین تدارک دید تا بتواند از زاویه بهتری از مناظر عکاسی کند. از آن سال به بعد بیشتر عکس های او از بالای سقف اتوموبیلش ثبت شده اند.

در سال 1941 در سفری که به نیومکزیکو داشت، عکسی گرفت که در آن ماه دیده می شد و به نام طلوع ماه (Moonrise) نامیده شد. این عکس ابتدا در سال 1943 در نمایشگاه سالیانه عکس امریکا و سپس در سال 1944 در موزه هنرهای مدرن در نیویورک به نمایش عمومی درآمد. شهرت این عکس به حدی بود که آدامز در طی 40 سال چاپ های متعدد آن را که بالغ بر 1300 عدد را شامل می شد به فروش رساند و از این راه درآمدی در حدود 25 میلیون دلار کسب نمود و در این دوران بود که آدامز از وابستگی مادی به انجام فعالیت های اقتصادی دیگر رها شده بود.

در سالهای جنگ جهانی دوم وی با انجام فعالیت های مختلف عکاسانه برای ارتش از جمله چاپ تاسیسات مخفی ژاپنی ها در جنگ کمک نمود. در سال 1945 آدامز اولین بخش هنرهای زیبا

طلوع ماه (Moonrise, Hernandez , New Mexico)، آنسل آدامز، 1941 میلادی

در موسسه هنر سانفرانسیسکو را تشکیل داد. وی از افرادی همچون دوروتیا لنگ (Dorothea Lange)، ایموگن کانینگهام و ادوارد وستون به عنوان سخنران و از ماینور وایت ( Minor White) به عنوان سرمربی دعوت نمود. بخش عکاسی این موسسه بعدا عکاسان به نامی را در عرصه هنر بوجود آورد.

در سال 1946 با کمک هزینه بنیاد گوگنهایم، پروژه عکاسی از کل 28 پارک ملی امریکا در آن زمان را پذیرفت که به جز یکی از آنها، توانست از 27 پارک ملی عکاسی کند.

در سال 1952 مجله اپرچر (Aperture) یکی از مجلات جدی در عکاسی که نوآوریهای جدید و بهترین های عکاسی را معرفی می کرد، توسط آدامز و چند نفر دیگر تاسیس شد. وی همچنین با یک مجله عکاسی سفری به نام آریزون های ویز (Arizona Highways) مشارکت می کرد. در سال 1955 کتابی منتشر کرد که متن آن را نانسی نیوهال ( Nancy Newhall) منتقد هنر و عکاسی ، نوشته بود.

از سال 1955 آدامز کارگاه های سالیانه خود را برقرار نمود بطوریکه تا سال 1981 این کارگاه ها دایر بودند و هزاران هنرجوی عکاسی را در طی سالها آموزش داد.

آنسل آدامز به مدت بیست سال با شرکت پلاروید ( Polaroid) همکاری کرد و هزاران عکس با تولیدات این شرکت ایجاد نمود. وی در بیست سال آخر فعالیت های عکاسی خود، از یک دوربین قطع متوسط هاسلبلاد ( Hasselblad) استفاده می کرد.

تیتان و رودخانه مارپیچ (The Tetons and the Snake River)، آنسل آدامز، 1942 میلادی

آدامز چهارمین مجموعه خود را تحت عنوان چه دنیای اسرار آمیزی در سال 1963 منتشر کرد. در همان سال به همراه نانسی نیوهال پروژه عکاسی از محوطه دانشگاه کالیفرنیا را قبول کرد که مجموعه مذکور در سال 1967 منتشر شد و در حال حاضر عکس های آن در موزه عکاسی دانشگاه مذکور موجود می باشد. در سالهای بعد در تعداد زیادی از نمایشگاه های معتبر و فستیوالهای هنری شرکت نمود. وی همچنین مرکز عکاسی خلاق را در دانشگاه آریزونا تاسیس کرد.

آنسل آدامز برای چاپ های جسورانه و بزرگ سیاه و سفید از کارهایش شهرت دارد. استفاده از تونالیته بالا و ایجاد مناظر با عظمت و شگفت انگیز از مشخصه کارهای اوست. تصاویر وی ریزترین جزئیات همچون سنگ ها، دانه های سطح چوب، پوست درختان، ذرات ماسه و... را به نمایش می گذارد.

آدامز مبدع سیستم ناحیه ای (Zone System) بود که برای محدوده نورهای مختلف و ارتباط آنها با شدت تون سیاه و سفید و چاپ بر روی کاغذ مورد استفاده قرار می گرفت. همچنین ایده تجسم قبل از انجام عکاسی، توسط آدامز مطرح شد که در این روش تصویر نهایی قبل از ایجاد در ذهن عکاس شکل می گیرد و عکاس تلاش می کند آن را ایجاد نماید. او همواره در جستجوی عظمت بود و شکل ها و مناظری را می یافت که مفهوم گستردگی را به بهترین وجه نمایان سازد. برای آدامز ، منظره طبیعی یک مجسمه ثابت و جامد نبود، بلکه تصویری خیالی بود که به اندازه همان نوری که بطور مدام آن را تعریف می کند ، زودگذر بود و او با استفاده از این ویژگی نور و درک بصری بالایی که از آن داشت به ثبت تصاویر اعجاب انگیز خود از طبیعت می پرداخت.

آدامز آموزه های خود را از طریق نشریات و کتاب هایش به هزاران عکاس آماتور آموزش داد. او کتاب های بسیاری درباره فنون و ترفندهای عکاسی تالیف نمود و کارگاه های آموزشی زیادی برگزار کرد.

در سال 1966 آنسل آدامز به عنوان عضو آکادمی علوم و هنرهای آمریکایی انتخاب شد. در سال 1980 به اخذ مدال آزادی ریاست جمهوری یعنی بزرگترین افتخار غیرنظامی کشور نائل گشت. او همچنین مدرک دکترای افتخاری از دانشگاه هاروارد و مدرک دکترای هنر های زیبا از دانشگاه ییل دریافت کرد.

آنسل آدامز در میان دوستان و اطرافیان خود به انسانی دست و دل باز معروف بود و شخصیتی بسیار صمیمی و مهربان داشت. وی در سال 1984 در اثر بیماری قلبی عروقی در شبه جزیره مونتری در کالیفزنیا درگذشت. بعدا در سال 1985 کوهی را منطقه جنگل ملی اینیو به نام وی نامگذاری کردند.


گردآوری و ترجمه: امیر دولتیاری                                          تاریخ نگارش/آخرین ویرایش: 1396/10/13


منابع:

  1. Brian Coe (1990). Les Grands Photographes et Leur Technique, 1th ed. Inter Livres, France. (ترجمه فارسی: عکاسان بزرگ جهان، پیروز سیار، نشر نی، 1391)
  2. Arnold H. Crane (1997). On the Other Side of the Camera, 1th ed. Konemann, Germany. (ترجمه فارسی: آنسوی دوربین، فرزانه احسانی موید، کتاب وارش، 1391)
  3. John Szarkowski (1990). Looking at Photographs: 100 Pictures from the Collection of The Museum of Modern Art. Abrams, USA. (ترجمه فارسی: نگاهی به عکس ها، فرشید آذرنگ، سمت، 1393)
  4. William Turnage (2014). Ansel Adams, Photographer. Retrieve from http://anseladams.com on Dec 26.
  5. The famous people Editors (2017). Ansel Adams Biography. Retrieve from www.thefamouspeople.com on Dec 26.
معرفی عکاسان

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

صفحه اینستاگرام: taklens.ir@

کانال تلگرام: taklens_channel@

در صورت هرگونه نظر، پیشنهاد یا انتقاد در خصوص سایت و محتوای آن از طریق پست الکترونیکی با ما تماس بگیرید.